close
تبلیغات در اینترنت
مخالفت عايشه با خلافت عثمان

ایران سرای من
الهم عجل لولیک الفــــــرج
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

بــا سلام خدمت بازدید کنندگان محتــرم،بـــه وبلاگ شخصی علــی کاکـــاونــــــد خوش آمدید.امیدوارم لحظـات خوبــی رو بگذرانیـــــد و ازاینکه وقت خـود را صـــرف مشاهــــده ایــــــن بلاگ نمودید،متشکرم اکثر مطالبی که در این وبلاگ منتشر می شود،دست نوشته ها و عقایـــد شخصی مدیر سایت می باشد مگر اینکه برای آن منبع دیگری ذکر شده باشد.این وب سـایت در سایت ساماندهــی وب سایت های ایرانی ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامــــی می باشد. این وب سایت مسئولیتی در مورد پیام هـــای ارسالی توسط کاربران نخواهد داشت.هر گونــــه پیوند به بیـــرون و یا باز نشـــر مطالب سایتهـــای دیگر الزاما به معنی تائید مطالب و محتواى آنها نیسـت. استفاده از تمــــام مطالب نوشته شده من در این وبسایت آزاد می باشد. همچنین می توانید برخی دیگر از وبلاگ های افشین کاکاوند را در زیر مشاهده فرمائید:تصاویر عمره 92 ..................powerirani.lxb.ir.. ...........ak110.mihanblog.com..... (((الهم عجل لولیک الفرج))).
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 1 نفر
بازدیدهای دیروز : 103 نفر
كل بازدیدها : 776429 نفر
بازدید این ماه : 948 نفر
بازدید ماه قبل : 1815 نفر
نظرات : 819
كل مطالب : 352 عدد
تعداد اعضا : 715 نفر
امروز : پنجشنبه 26 مهر 1397
جستجوی مطالب

Google
iranam.rozblog.com

در نيمۀ دوم خلافت عثمان بن عفان، عايشه از سخت‏ترين مردم  ضد عثمان بود تا آنجا که جامه‏اي از جامه‏هاي پيامبر خدا –صلي الله عليه وآله را بيرون آورد و آن را در خانه خود آويزان کرد و به کساني که بر او وارد مي‏شدند مي‏گفت: «اين جامۀ رسول خداست که هنوز از بين نرفته، در حالي که عثمان سنتش را از بين برده است... »و گفته‏اند که وي نخستين کسي بود که عثمان را نعثل نام نهاد (که نام يکي از يهوديان مدينه بود) و مي‏گفت: «نعثل را بکشيد، خداوند نعثل را بکشد[1]» .

چنان که منابع تاريخي نقل مي‏کنند، عايشه در مکّه بود که پيش از کشته شدن عثمان به آنجا رفته و هنگامي که حج خود را به پايان رسانيد، به سوي مدينه بازمي‏گشت که در ميان راه، يکي از آشنايانش، ابن ام‏ّّّّّّکلاب، با او روبرو مي‏شود و عايشه به او مي‏گويد: «عثمان چه کار کرد؟» گفت: «کشته شد!» گفت: «دور و نابود باد. »

ولي آنچه مايۀ شگفتي ماست؛ آن که او همراه با لشکر جراري براي جنگ با علي عليه‏السلام خارج مي‏شود به اين جهت که به ادّعاي او عثمان را کشته بود. امّا اين چگونه است که او قبلاً قتل عثمان را خواسته و اينک براي گرفتن انتقام خون وي لشکرکشي مي‏کند؟!

طبري مي‏گويد: هنگامي که عايشه ابن ام‏ّکلاب را ديد که وي را از کشته شدن عثمان با خبر ساخت، گفت: «پس از آن چه کار کردند؟» گفت: «اهل مدينه به اجتماع بر آن شدند و به بهترين شيوه عمل کردند، آنها بر خلافت علي بن ابي طالب متفق شدند. »

او گفت: «به خدا کاش آن يک بر اين يک بهم برمي‏آمد. اگر امر خلافت براي دوست تو استقرار يابد، مرا بازگردانيد، مرا بازگردانيد. پس به سوي مکّه رفت در حالي که مي‏گفت: به خدا عثمان مظلوم کشته شد. به خدا که انتقام خون او را خواهم خواست. ابن ام‏کلاب به وي گفت: براي چه! به خدا تو نخستين کسي بودي که بر او اعتراض نمودي و مي‏گفتي نعثل را بکشيد که کافر شده است». [2]

ابن ام‏کلاب حق داشت که اين گونه تعجّب کند! ولي با نگاه سريعي به تاريخ عايشه نسبت به علي عليه‏السلام مي‏بينيم که او از زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله با او موافق نبوده و سخن وي که اخيراً بيان کرديم، بر ميزان کينه‏اش نسبت به علي عليه‏السلام حکايت دارد که به صورت جنگ و تحريک و تشويق و بلکه به فرماندهي سپاه براي جنگ با وي درآمد. در حالي که سخن پيامبر –صلي الله عليه وآله ، پيش از اين بيان شد که: «جز مؤمن تو را دوست نمي‏دارد و جز منافق با تو دشمني نمي‏ورزد»[3] و همين منابعي که اين حديث را نقل کرده‏اند، ما را از دشمني عايشه نسبت به علي عليه‏السلام خبر مي‏دهند تا آنجا که نام بردن از او را تحمّل نمي‏کرد و امام احمدبن حنبل روايت مي‏کند که: «روزي، ابوبکر آمد و براي ديدار پيامبر –صلي الله عليه وآله اجازه خواست و پيش از وارد شدن شنيد که عايشه با صداي بلند به پيامبر –صلي الله عليه وآله مي‏گفت: «به خدا دانستم که علي نزد تو از من و پدرم محبوبتر است. اين را دوبار تکرار کرد تا اينکه پدرش او را کتک زد»[4] .

مجموعه‏اي از حالت‏هاي نفساني در وراء موضع‏گيري عايشه نسبت به اهل‏بيت عليهم‏السلام قرار داشت تا آنجا که به صراحت عدم دوستي خود نسبت به حضرت حسن عليه‏السلام را بيان کرد. هنگامي که مي‏خواستند او را نزد جدش حضرت مصطفي –صلي الله عليه وآله به خاک سپارند که او به سوي آنان خارج شد و گفت: «کسي را که دوست نمي‏دارم، در خانه‏ام دفن نمي‏شود»[5] و شايد بارزترين آن صفات رشک بردن عجيب او بود که بر هيچ کس پوشيده نماند. و ما آن را در مطالب درسي خود خوانده‏ايم. و نيز عوامل بسيار ديگري وجود داشت که علّت خروج عايشه بر ضد علي عليه‏السلام بوده‏اند. شايد مهم‏ترين آنها موضع‏گيري علي و اهل‏بيت عليهم‏السلام در برابر خلافت پدرش و نيز ايستادن حضرت زهرا –سلام الله عليها در برابر او بوده و معلوم است که حضرت زهرا –سلام الله عليها همسر علي عليه‏السلام و مادر حسن و حسين و از همه مهم‏تر تنها دختر پيامبر –صلي الله عليه وآله از خديجه نخستين همسر آن حضرت مي‏باشد که عايشه بر او رشک مي‏برد. حتّي در هنگامي که او در جهان ديگري بوده و رحلت کرده بود... اين امر نياز به تأمل دارد، ما چيزي را نمي‏يابيم که خروج عايشه بر ضد امام علي عليه‏السلام را توجيه کند، بلکه آن را به موجب دليل نقلي و عقلي و اجماع امت بر خلاف شرع مي‏دانيم.

عايشه با خروج خود با صريح آيات قرآني مخالفت نمود که زنان پيامبر را به آرام گرفتن در خانه‏هايشان فرمان مي‏دهد:

«و قرن في بيوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي»[6]

(در خانه‏هايتان آرام گيريد و چون جاهليت پيشين خود را آشکار نسازيد).

 همه همسران پيامبر –صلي الله عليه وآله به جز عايشه، اين دستور را اجرا نمودند.

همچنين خروج او بر خليفۀ شرعي، صرف‏نظر از اين که وي زني بوده است که دستور داشت در خانه‏اش بماند و آن روش اهل سنت و جماعت است، اشکال ديگري دارد و آن اينکه امام علي عليه‏السلام به عنوان خليفۀ مسلمين، محلّ اجماع امّت بود و براي عايشه جايز نبوده است که بر ضد او خروج کند و با وي بجنگد، زيرا که اين امر، بنا به عقيدۀ ما و عقيدۀ آنان، خروج از دين شمرده مي‏شود.

همچنين عقل به متناقض بودن موضع‏گيري او حکم مي‏کند زيرا؛ که وي گاهي قتل عثمان را مطالبه مي‏کند و هنگامي که اين امر اتّفاق مي‏افتد، به خونخواهي وي برمي‏خيزد. اين چيزي عجيب و موضع‏گيري غير قابل فهمي است که البتّه نيازمند تأمّل و دقّت است تا بتوانيم موضع خود را مشخص سازيم... خصوصاً اين که گفته شده است که نصف دين، نزد حميراء (يعني عايشه) است.

حضرت پيامبر –صلي الله عليه وآله ، به شرحي که در مستدرک آمده، از خارج شدن وي، خبر داده بود. گفت: پيامبر –صلي الله عليه وآله خروج بعضي از امهات مؤمنين را خبر داد، پس، عايشه خنديد و آن حضرت فرمود: «ببين اي عايشه که تو آن يک نباشي». سپس خبر داد آن کس که خارج شود، سگ‏هاي حوأب، بر او پارس خواهند کرد. و هنگامي که سگ‏ها (هنگام رفتنش براي جنگ جمل. م.) بر او پارس کردند، گفت: «اين کدام آبادي است؟» گفتند: «حوأب.» گفت:« گمان نکنم که بازگردم؟» زبير گفت: «نه! بلکه مي‏روي تا مردم تو را ببينند.» گفت: رسول خدا –صلي الله عليه وآله را شنيدم که مي‏گفت: «چگونه باشد يکي از شما، هرگاه سگ‏هاي حوأب او را پارس کنند».[7]

در زمان حيات حضرت رسول –صلي الله عليه وآله ما او را همان گونه مي‏بينيم که در آيه‏هاي مبارکه سوره تحريم آمده که در مورد همسران پيامبر –صلي الله عليه وآله به تفصيل سخن گفته و براي ما بيان داشته است که همسران پيامبران ضرورتاً ممکن است در مرتبه‏اي واحد از ايمان نباشند، بلکه ممکن است که بر خلاف همسران پيامبرشان باشند و اين امر بعيدي نيست و خداوند تعالي براي ما مثال‏هايي مي‏آورد باشد که ما متوجّه شويم: «ضرب اللَّه مثلا للذين کفروا امراه نوح و امراه لوط کانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما فلم يغنيا عنهما من اللَّه شيئا و قيل ادخلا النار مع الداخلين»[8]

(خداوند مثالي در مورد کساني که کافر شده‏اند، زده است: زن نوح و زن لوط که همسران دو تن از بندگان درستکار ما بودند و به آنان خيانت کردند و آنها در برابر خداوند نفعي براي آن دو نداشتند و به آن دو گفته شد که به آتش وارد شويد همراه با وارد شوندگان به آن. )

اين مثال در سوره تحريم آمده است که (اين سوره) دربارۀ کارهاي عايشه با پيامبر –صلي الله عليه وآله سخن مي‏گويد. خداي تعالي مي‏فرمايد:

«ان تتوبا الي اللَّه فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا عليه فان اللَّه هو مولاه و جبريل و صالح المومنين و الملائکه بعد ذلک ظهير»[9]

(اگر به سوي خدا توبه کنيد، دل هايتان توجه نموده و اگر بر او با يکديگر همدست شويد، خداوند مولاي اوست، و جبرئيل و مؤمنان درستکار و پس از آنها فرشتگان. پشتيبان او هستند).

 اين آيه‏ بنا به گفتۀ عمر در مورد عايشه و حفصه نازل شده‏ است، آن گونه که در صحيح بخاري آمده است[10] .

خداوند تعالي آنان را به طلاق تهديد مي‏کند:

«عسي ربه ان طلقکن ان يبدله ازواجا خيرا منکن مسلمات مومنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثيبات و ابکارا»[11]

(اگر شما را طلاق دهد، شايد پروردگارش به جاي شما به او همسراني بهتر از شما بدهد، زناني مسلمان و با ايمان و پرستنده و توبه کننده و عبادت کننده و روزه‏دار که بيوه يا دوشيزه باشند. )

من نمي‏خواهم در مورد سيرۀ عايشه به تفصيل سخن بگويم، زيرا اين مجال، مجال جهاد و جنگ و فرماندهي لشکرهاست که خاص مردان مي‏باشد لذا فقط براي اينکه مطلب روشن شود اين موارد را بيان کردم.

يکي از دوستان با بعضي وهابي ها در مورد جهاد زن سخن مي‏گفت و گفتگو به صورتي حاد درآمد و آن وهابي در برابر اين برادر با تعصّب فرياد کشيد: «جهاد براي زن جايز نيست و اين تبرج به شمار مي‏آيد و حرام مي‏باشد» در اين هنگام آن برادر به او گفت: «پس در اين صورت چرا مادرتان در روز جمل خارج شد».

طرف‏هاي درگير در جنگ جمل اينها بودند: علي عليه‏السلام خليفۀ مسلمين و ولي امر آنان از يک سو، امّا از سوي ديگر کساني که تحت فرماندهي عايشه و طلحه و زبير بودند.

عايشه خود عملاً سپاه را فرماندهي مي‏کرد و همچون خليفۀ شرعي در امور آن مداخله مي‏نمود و گمان مي‏کنم که او به اين خيال افتاده بود که مي‏تواند جاي پدرش را بگيرد! در اين‏باره آنچه اين امر را تأييد مي‏کند، مطلبي است که ابن ابي‏الحديد بيان کرده که: «عايشه هنگامي که در بصره بود، نامه‏اي به زيدبن صوحان عبدي نوشت و در آن چنين اظهار داشت: «از عايشه ام‏المؤمنين دختر ابوبکر، همسر رسول خدا –صلي الله عليه وآله به فرزند خالصش زيدبن صوحان، امّا بعد، در خانه‏ات اقامت گزين و مردم را از علي بن ابي طالب بازدار. باشد که آنچه دوست مي‏دارم از تو به من برسد که نزد من تو موثق‏ترين فرد از اهل من هستي. والسلام. »

لکن آن شخص به او چنين پاسخ داد: «از زيدبن صوحان به عايشه دختر ابوبکر. امّا بعد، خداوند تو را فرماني داده است و ما را فرماني. به او امر کرده است که در خانه‏ات آرام‏گيري و ما را فرمان داده است که جهاد کنيم. در حالي که نامۀ تو به من رسيده است که در آن مرا دستور مي‏دهي که بر خلاف فرمان خداوند عمل کنم که در آن صورت کاري را انجام دهم که خداوند تو را به آن امر کرده و تو کاري را مي‏کني که خداوند مرا به انجام آن فرمان داده است، پس دستور تو نزد من اطاعت نمي‏شود و نامه‏ات را جوابي نباشد[12]» .

 

عايشه اين گونه با امامي مي‏جنگيد که اطاعتش به عقيدۀ ما واجب، و به اجماع همگان، خليفۀ مسلمين بود. بر خلاف ديگر خلفاء به اعتقاد اهل سنت و جماعت، که اميرالمؤمنين بر او پيروز شد و شترش را پي زد و با وي به روش رسول خدا –صلي الله عليه وآله با اهل مکّه رفتار نمود، که به آنان فرمود: «برويد که شما آزاد شدگان هستيد»، و علي عليه‏السلام او را سالم به مدينه فرستاد.

 

[1] . طبري ج 4 ص 459.

[2] . طبري ج 4 ص 459.

[3] . سنن ترمذي ج 5 ص 643 حديث 3736، کنز العمال ج 11 ص 598 حديث 32878.

[4] . مسند احمد بن حنبل ج 5 ص 345 حديث 17953.

[5] . ارشاد مفيد ص 193.

[6] . سوره احزاب(33) آيه: 33.

[7] . مستدرک حاکم ج 3 ص 119، 120.

[8] . سوره تحريم(66) آيه 10.

[9] . سوره تحريم(66) آيه 4.

[10] . بخاري باب و اذا سر النبي الي بعض ازواجه. ج 6 ص 196 197.

[11] . سوره تحريم(66) آيه 5.

 

[12] . شرح نهج‏البلاغه ابن ابي‏الحديد ج 6 ص 226.

 




درباره : الهم صل علی محـــمد و آل محمـــــــد و عجل فرجهم ,مذهبــــــــی ,سیاســـــی ,شخصیت های اسلامی ,همسران پیامبر ,

امتیاز : | نظر شما :

مطالب مرتبط
ختـم همـگانـی زیـارت عـاشورا به نیـت تعجـیل در فـرج مـولا
متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی
برچسب ها : مخالفت عايشه با خلافت عثمان , در نيمۀ دوم خلافت عثمان بن عفان، عايشه از سخت‏ترين مردم ضد عثمان بود تا آنجا که جامه‏اي از جامه‏هاي پيامبر خدا –صلي الله عليه وآله را بيرون آورد و آن را در خانه خود آويزان کرد و به کساني که بر او وارد مي‏شدند مي‏گفت ,


نوشته شده در 04 / 10 / 1392 توسط مدیر سایت| بازدید : 850 |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
نام ارسال کننده : Unknown
شکلکشکلکشکلکشکلک
13 تير 1395 | 16:55
عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
ورود به سایت بازدید : 2465
فشن ها در تهران بازدید : 2307
عطر انتظار بازدید : 2301
سفری بسوی شام بازدید : 2179
عاشورا و مهدویت بازدید : 2157
نظر سنجی
به نظر شما بهترین سرویس میزبانی وبلاگ در ایران کدام است؟
امکانات وب

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ایران سرای من مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا