close
تبلیغات در اینترنت
عايشه و شدّت حسادتش به اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا (س)

ایران سرای من
الهم عجل لولیک الفــــــرج
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

بــا سلام خدمت بازدید کنندگان محتــرم،بـــه وبلاگ شخصی علــی کاکـــاونــــــد خوش آمدید.امیدوارم لحظـات خوبــی رو بگذرانیـــــد و ازاینکه وقت خـود را صـــرف مشاهــــده ایــــــن بلاگ نمودید،متشکرم اکثر مطالبی که در این وبلاگ منتشر می شود،دست نوشته ها و عقایـــد شخصی مدیر سایت می باشد مگر اینکه برای آن منبع دیگری ذکر شده باشد.این وب سـایت در سایت ساماندهــی وب سایت های ایرانی ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامــــی می باشد. این وب سایت مسئولیتی در مورد پیام هـــای ارسالی توسط کاربران نخواهد داشت.هر گونــــه پیوند به بیـــرون و یا باز نشـــر مطالب سایتهـــای دیگر الزاما به معنی تائید مطالب و محتواى آنها نیسـت. استفاده از تمــــام مطالب نوشته شده من در این وبسایت آزاد می باشد. همچنین می توانید برخی دیگر از وبلاگ های افشین کاکاوند را در زیر مشاهده فرمائید:تصاویر عمره 92 ..................powerirani.lxb.ir.. ...........ak110.mihanblog.com..... (((الهم عجل لولیک الفرج))).
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 5 نفر
بازدیدهای دیروز : 103 نفر
كل بازدیدها : 776433 نفر
بازدید این ماه : 952 نفر
بازدید ماه قبل : 1819 نفر
نظرات : 819
كل مطالب : 352 عدد
تعداد اعضا : 715 نفر
امروز : پنجشنبه 26 مهر 1397
جستجوی مطالب

Google
iranam.rozblog.com

آري خوانندۀ عزيز، عايشه فقط به خديجه حسادت و رشک نمي‏برد؛ بلکه به دختر او فاطمه سلام‏الله‏عليها هم رشک مي‏برد و حسادت مي‏کرد و با علي عليه‏السلام هم (چنان که گذشت) دشمني مي‏نمود.

حاکم نيشابوري از جميع بن عمير و او از عايشه و نسائي هم با همين دو سند و احمدبن حنبل از نعمان بن بشير روايات و احاديثي که بيانگر رفتارهاي اهانت‏آميز و ناهنجار عايشه نسبت به پيامبر–صلي الله عليه وآله و علي عليه‏السلام و فاطمه سلام‏الله‏عليها است را بيان کرده‏اند و در آخر نعمان مي‏گويد: «قال استاذن ابوبکر علي رسول‏الله–صلي الله عليه وآله فسمع صوت عايشه عاليا و هي تقول والله لقد عرفت ان عليا احب اليک من ابي و مني مرتين او ثلاثا فاستاذن ابوبکر فدخل فاهوي اليها فقال: يا بنت فلانه لا اسمعک ترفعين صوتک علي رسول‏الله–صلي الله عليه وآله »[1] .

(ابوبکر اجازه خواست تا بر رسول خدا–صلي الله عليه وآله وارد شود، در همين هنگام صداي دخترش عايشه را شنيد که با رسول خدا–صلي الله عليه وآله دعوا مي‏کند و مي‏گويد:« من خوب مي‏دانم که تو علي عليه‏السلام را از پدر من و خودم بيشتر دوست داري، پس ابوبکر همين که وارد شد به سوي عايشه حمله کرد و گفت:« اي دختر فلان زن بي سر و پا، چه قدر به تو سفارش کردم که به روي رسول خدا–صلي الله عليه وآله نايست و پرخاش نکن و صدايت را بر رسول خدا–صلي الله عليه وآله بلند منما.»)

   همان طوري که گفته شد اين روايت را نسائي هم در خصايص خود آورده، با اين تفاوت که ابوبکر دستش را بلند کرد تا بر سر عايشه بزند ولي رسول خدا–صلي الله عليه وآله نگذاشت و ابوبکر با خشم بيرون رفت. هيثمي اين روايت را آورده و به بزاز نسبت داده و تمام رجال آن را صحيح دانسته است. بنابراين روايت، عايشه حتّي تحمّل فاطمه سلام‏الله‏عليها دختر گرامي پيامبر–صلي الله عليه وآله  را نداشته و به او هم حسادت مي‏ورزيد که چرا پيامبر–صلي الله عليه وآله اين قدر دخترش را مي‏بوسد و نوازش مي‏کند.

  طبق روايت ذخاير العقبي و تاريخ بغداد، عايشه عدم تحمّل و حسادتش را اظهار کرده، مي‏گويد: «قلت يا رسول‏الله مالک اذا جائت قبلتها...؟ قال: نعم يا عايشه اني لما اسري بي الي السماء ادخلني جبرئيل الجنه فناولني منها تفاحه فاکلتها فصارت نطفه في صلبي فلما نزلت واقعت خديجه ففاطمه من تلک النطفه و هي حوراء انسيه کلما اشتقت الي الجنه قبلتها»[2] .

(به پيامبر–صلي الله عليه وآله اعتراض کردم، چرا اين قدر فاطمه را مي‏بوسي؟! پيامبر در جواب فرمود:« آري، اي عايشه، وقتي که مرا به آسمان بردند، جبرئيل مرا وارد بهشت کرد و سيبي از آن جا به من داد و من آن را خوردم آن ميوه در من نطفه گرديد و چون برگشتم، با خديجه همبستر شدم و فاطمه از آن نطفه است. پس فاطمه حورا و فرشته‏اي است در چهرۀ انسان و من هر وقت مشتاق بوي بهشت مي‏شوم، آن عطرهاي بهشتي را از فاطمه استشمام مي‏کنم و لذاست که او را زياد مي‏بوسم.»)

   عايشه در مقابل امام زمانش و خليفۀ مسلمين، علي عليه‏السلام خروج کرد و با مسلمانان جنگ نمود و باعث کشته شدن بيش از شانزده هزار نفر از اصحاب پيامبر–صلي الله عليه وآله و ساير مؤمنين شد، هر انسان با وجدان و عقل سليم اگر اين جريانات را خوانده باشد آيا باز هم در پايين بودن درجۀ عايشه از درجه و مقام خديجه شک مي‏کند؟! نه تنها در آن شک نمي‏کند، بلکه برايش ثابت مي‏شود که نه تنها عايشه با خديجه قابل مقايسه نيست، بلکه از نظر تقوي و ديانت و فضائل و ارزش هاي انساني او از ديگر زنان پيامبر–صلي الله عليه وآله  پايين‏تر است.

 

عايشه و اعتراض به پيامبر

   بزرگان اهل سنت نوشته اند که عايشه زن ناآرام و جنجالي بود و طبق اخلاق و تربيت خانوادگي که داشت پيامبر–صلي الله عليه وآله را آزار مي‏داد و در حيات مبارک پيامبر–صلي الله عليه وآله ناراحتي هايي را فراهم نمود و بعد از رحلت او هم براي اسلام و مسلمين مشکلات فراواني را به وجود آورد و خانۀ او مرکز توطئه بود.

چنانچه حميدي از «نافع» و او از «ابن عمر» روايت کرده و مي‏گويد: «قام النبي–صلي الله عليه وآله خطيبا فاشار نحو مسکن عايشه و قال: هاهنا الفتنه (ثلاثا) من حيث يطلع قرن الشيطان»[3]

(پيامبر–صلي الله عليه وآله به خطبه ايستاد و اشاره کرد به محل سکونت عايشه و فرمود: فتنه اينجاست (سه مرتبه) براي اينکه شاخ شيطان از اينجا طلوع مي‏کند.)

و در روايت ديگر از ابن عمر نقل شده است که گفت: «خرج رسول‏الله –صلي الله عليه وآله من بيت عايشه فقال: راس الکفر من ههنا من حيث يطلع قرن الشيطان»[4]

(پيامبر–صلي الله عليه وآله از منزل عايشه بيرون آمد و فرمود: سر منشاء کفر اينجاست به جهت اين که سر شيطان (از آنجا) طلوع مي‏کند.)

   خوانندۀ گرامي خواندن اين احاديث و فرمايشات رسول‏الله–صلي الله عليه وآله آيا باعث تعجّب شما نخواهد شد که چرا اهل سنّت از همسران پيامبر–صلي الله عليه وآله تنها به عايشه اهميّت مي‏دهند؟! و مقام و موقعيت او را تا سر حد عصمت بالا مي‏برند؟! چرا و براي چه؟ آيا از انصاف است که آنها به ديگر همسران پيامبر از جمله امّ سلمه که بعد از خديجه با فضيلت‏ترين و با ارزش‏ترين زنان پيامبر بود اهميّت نمي‏دهند؟ در حالي که همسران ديگر پيامبر–صلي الله عليه وآله فرمايش او را که:

«هر کدام از شما که از خدا بترسد و آشکارا عمل زشت انجام ندهند و از خانه بيرون نرود، او در آخرت هم همسر من خواهد بود»

گوش نمودند و حرمت رسالت را حفظ کردند، به آنها توجّهي ندارند، ولي براي عايشه احترام قائل هستند و از خطاها و گناهانش چشم پوشيده و ناديده مي‏گيرند. ولي برعکس به ام ّسلمه که شديداً به اهل‏بيت عصمت و طهارت علاقه‏مند بود و عشق مي‏ورزد بي‏مهري مي‏کنند و توجّهي ندارند. در حالي که بعد از خديجۀ کبري همگي همسران پيامبر–صلي الله عليه وآله ام ّسلمه، سوده، عايشه، حصفه، صفيه، ام ّحبيه و... امهات مؤمنان هستند، که البتّه وضع و رفتار عايشه، او را از ديگران جدا مي‏سازد و او بود که حرمت رسالت و نبوّت را شکست و به خاندان وحي بي‏احترامي نمود.

با توجّه به اين بيان، اگر هرکسي گفتار و رفتار عايشه را ملاحظه کند، برايش به يقين ثابت مي‏شود که او توبه نکرده است و اگر واقعاً توبه کرده بود پس چرا در مقابل جنازۀ امام حسن عليه‏السلام فرزند پيامبر–صلي الله عليه وآله  ايستاد و سوار بر قاطر شد و از بني مروان و عمّال آنها کمک گرفت و سر راه جنازۀ فرزند رسول‏الله–صلي الله عليه وآله  را بست و نگذاشت که او را در کنار جدّش دفن کنند؟ و اگر سفارش و وصيت خود امام حسن عليه‏السلام نبود خون هاي بسياري ريخته مي‏شد، بنابراين نمي‏شود گفت که او توبه کرده باشد.

رفتار عايشه‏ با صديقه کبري(سلام الله عليها):

پيامبر –صلي الله عليه وآله وارد منزل شد و ديد عايشه رو به فاطمه –عليهاالسلام صيحه مي‏زند و فرياد مي‏کند و مي‏گويد: قسم به خدا اي دختر خديجه، تو براي ما فضيلتي بر مادرت نمي‏بيني، او چه فضيلت و برتري بر ما دارد؟ خديجه جز يکي از ما کسي نبود.

فاطمه –عليهاالسلام گفتار عايشه را گوش مي‏داد و پيامبر –صلي الله عليه وآله را که ديد به گريه درآمد. پيامبر –صلي الله عليه وآله فرمود: اي دختر محمّد چه چيز تو را به گريه درآورد؟ فاطمه –عليهاالسلام عرض کرد: عايشه نام مادرم را برد و خواست فضل او را پايين بياورد و من گريه کردم.

پيامبر –صلي الله عليه وآله به غضب درآمد و فرمود:

 

يا حميرا!، ساکت باش که خداوند تبارک و تعالي به زناني که فرزند مي‏آورند و مهربان هستند برکت داده، ولي تو از آن زن ها هستي که خداوند رحم تو را نازا نموده و فرزندي از تو متولّد نمي‏شود[5] .

 

 

[1] . مستدرک الصحيحين، ج 3، ص 154 و خصائص، ج 2، ص 28 و مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 275 مجمع الزوائد، ج 9، ص 124.

[2] . ذخائر القعبي، ص 44 و تاريخ بغداد، ج 5، ص 78 و فرائد السمطين، ج 2، ص 61، حديث 386 و مستدرک حاکم، ج 3، ص 156 و فيض القدير، ج 5، ص 87 و کنزالعمال، ج 7، ص 111 و مجمع الزوائد، ج 9، ص 202 و ميزان الاعتدال، ج 1، ص 38 و لسان الميزان، ج 5، ص 160 و ينابع الموده، ص 117 و کتب ديگر.

[3] . صحيح مسلم، ج 2، ص 559.

[4] . صحيح مسلم، ج 2، ص 560.

 

[5] . الخصال: ج 2 ص 468 ح 116.

 




درباره : الهم صل علی محـــمد و آل محمـــــــد و عجل فرجهم ,مذهبــــــــی ,سیاســـــی ,شخصیت های اسلامی ,همسران پیامبر ,

امتیاز : | نظر شما :

مطالب مرتبط
ختـم همـگانـی زیـارت عـاشورا به نیـت تعجـیل در فـرج مـولا
متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی
برچسب ها : عايشه و شدّت حسادتش به اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا ,


نوشته شده در 06 / 10 / 1392 توسط مدیر سایت| بازدید : 856 |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
نام ارسال کننده : Unknown
شکلکشکلک
14 تير 1395 | 21:59
عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
ورود به سایت بازدید : 2465
فشن ها در تهران بازدید : 2307
عطر انتظار بازدید : 2301
سفری بسوی شام بازدید : 2179
عاشورا و مهدویت بازدید : 2157
نظر سنجی
به نظر شما بهترین سرویس میزبانی وبلاگ در ایران کدام است؟
امکانات وب

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ایران سرای من مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا