close
تبلیغات در اینترنت
تحريض و ترغيب مردم به واسطۀ عايشه به قتل عثمان

ایران سرای من
الهم عجل لولیک الفــــــرج
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

بــا سلام خدمت بازدید کنندگان محتــرم،بـــه وبلاگ شخصی علــی کاکـــاونــــــد خوش آمدید.امیدوارم لحظـات خوبــی رو بگذرانیـــــد و ازاینکه وقت خـود را صـــرف مشاهــــده ایــــــن بلاگ نمودید،متشکرم اکثر مطالبی که در این وبلاگ منتشر می شود،دست نوشته ها و عقایـــد شخصی مدیر سایت می باشد مگر اینکه برای آن منبع دیگری ذکر شده باشد.این وب سـایت در سایت ساماندهــی وب سایت های ایرانی ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامــــی می باشد. این وب سایت مسئولیتی در مورد پیام هـــای ارسالی توسط کاربران نخواهد داشت.هر گونــــه پیوند به بیـــرون و یا باز نشـــر مطالب سایتهـــای دیگر الزاما به معنی تائید مطالب و محتواى آنها نیسـت. استفاده از تمــــام مطالب نوشته شده من در این وبسایت آزاد می باشد. همچنین می توانید برخی دیگر از وبلاگ های افشین کاکاوند را در زیر مشاهده فرمائید:تصاویر عمره 92 ..................powerirani.lxb.ir.. ...........ak110.mihanblog.com..... (((الهم عجل لولیک الفرج))).
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار سایت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازدیدهای امروز : 59 نفر
بازدیدهای دیروز : 98 نفر
كل بازدیدها : 778885 نفر
بازدید این ماه : 483 نفر
بازدید ماه قبل : 1540 نفر
نظرات : 834
كل مطالب : 352 عدد
تعداد اعضا : 715 نفر
امروز : یکشنبه 27 آبان 1397
جستجوی مطالب

Google
iranam.rozblog.com

  ابن اثير جزري در کامل التواريخ گفته[1] که: ابن امّ‏کلاب نامش عبيدبن ابي‏سلمه از قبيلۀ بني‏ليث در بين مکّه و مدينه عايشه او را ملاقات کرده و احوال مدينه را از او پرسید. عبيد گفت:« عثمان کشته شد و مردم با علي بيعت کردند».

عايشه[2] گفت:« اي کاش اين آسمان بر زمين فرود مي شد و اين امر خلافت براي صاحب تو انجام نمي‏گرفت. برگردانيد مرا. برگردانيد.» مرا پس برگشت به جانب مکّه و مي گفت:« عثمان مظلوم کشته شد به خدا قسم در طلب خون او البتّه قيام خواهم کرد. »

عبيد گفت:« اي عايشه! تو اوّل کس بودي که مردم را به قتل عثمان تحريض مي‏کردي و مي‏گفتي:̓ اقتلوا نعثلا فقد کفر.̒ »عايشة گفت: «من چنين گفتم و لکن سخن فعلي من بهتر از سخن اوّلي من است چه آنکه عثمان توبه کرد و او را کشتند پس عبيد اين اشعار را قرائت کرد. »

فمنک البداء و منک الغير

و منک الرياح و منک المطر

و انت امرت بقتل الامام

و قلت لنا انه قد کفر

فهبنا اطعناک في قتله

و قاتله عندنا من امر

و لم يسقط السقف من فوقنا

و لم ينکسف شمسنا و القمر الخ

 

و نيز محمّدبن جرير طبري[3]و"اعثم کرفي"و"احمدبن محمّد منوفيگ در ترجمۀ تاريخ اعثم[4] و سبط ابن جوازي در تذکرةالخواص[5] و "محمّدخواوندشاه شافعي" در روضةالصفا [6] و عطاءالله در روضةالاحباب در خلافت أميرالمؤمنين و" ابن‏قتيبه" در السياسةوالامامة و ابن‏اثير در نهايةاللغه در لغت نعثل و همچنين در قاموس و تاج العروس و ابن عبدالبر در استيعاب در ترجمۀ صخربن قيس و عمربن فهدمکّي در اتحاف الوري باخبار ام‏القري و همچنين "بلاذري" و "واقدي" و "کلبي" و "ثقفي" و "ابومخنف" و غير ايشان همه نقل کردند که: عايشه مردم را بر عثمان مي‏شورانيد و تحريص و ترغيب مي‏کرد و مي‏گفت:« اين نعثل يهودي را بکشيد! » و ابن ابي‏الحديد[7] گفته:« بسياري از صحابه، عثمان را لعن مي‏کردند. در حالي که او خليفه بود. از جملۀ آنها عايشه بود که مي‏گفت:̓ بکشيد اين نعثل را! خداي اين نعثل را لعنت کند! و عايشه پيراهن رسول خدا را به مردم ارائه داد و گفت: اين پيراهن رسول خداست که کهنه نشده است و عثمان سنت او را کهنه کرد̒. »

و احمدبن محمّدالمنوفي الحنفي که از مشاهير علماء ايشان است، در ترجمۀ فتوح اعثم کوفي گفته است: «ام‏المؤمنين عايشه، از عثمان خاطري بس رنجيده داشت. چه از آن مبلغ که ابوبکر و عمر در وجه او مقرّر داشته‏اند مضايقت مي‏فرمود و وقتي که قوم را به قتل عثمان همداستان(متحد) ديد با او گفت:̓ اي عثمان بيت‏المال را خاص خويش نمودي و امّت پيغمبر را در سختي و ضجرت گذاشتي و خويشان خود را در مال مسلمانان دست دادي و هر يک را به سلطنت و ملکي بازداشتي. خداوند تو را از آسمان بي بهره کند و از زمين بي نصيب گرداند و اگر نه آن بود که به صورت مسلمانان بر مي‏آيي و نماز پنجگانه مي‏گذاري تو را مي‏کشتند؛ چنان که شتران را بکشند.̒ عثمان در جواب او اين آيت مبارکه را از قرآن قرائت مي‏کرد:

«ضرب الله مثلا للذين کفروا امرأة نوح و امراة لوط کانتا تحت عبدين من عبادنا الصالحين فخاتناهما فلم يغنيا عنهما من الله شيئا و قيل ادخلا النار مع الداخلين»

خلاصه آن که، عايشه در قتل عثمان جهد وافي مبذول مي‏داشت و مي‏گفت:« هنوز پيراهن مصطفي کهنه نشده است، عثمان شريعت او را کهنه ساخت. هان اي مردم! بکشيد اين پير کفتار را که خداوند اين پير کفتار را زنده نگذارد.» و آن وقت به جانب مکّه روان شد. مروان بن حکم به نزديک او رفت و گفت:« اي مادر مؤمنان اگر اين عزيمت را به اقامت تبديل فرمايي و اين فتنه برخواسته را فرو نشاني و عثمان را از معرض قتل برهاني ثواب آن از زيارت مکّه به زيادت باشد.» عايشه گفت:« من اکنون کار حج ساخته‏ام و بر من فريضه گشته است.»

مروان بدين شعر تمثل جست:

حرق قيس علي البلاد حتّي

اذا اضطرمت نارها احجما

(قيس آتش در جهان زد. چون نيک افروخته گشت خود را به کناري کشيد) يعني؛ چون کار عثمان بساختي و مردم را بر او شورانيدي، اينک کناره گرفتي. عايشه گفت:« اي مروان چنان مي‏داني که من عثمان را نشناخته‏ام. سوگند به خدا! که آرزوي من اين است که عثمان را در عزاره کنند و به جاي طوق در گردن من اندازند و من آن عزاره را ببرم تا به درياي سبز دراندازم.» مروان گفت:« در پايان کار آنچه در دل داشتي از پرده بيرون انداختي.» عايشه گفت:« چنين است.» اين را گفت و به جانب مکّه روان شد. عبدالله بن عباس را ملاقات کرد. عايشه به او گفت:« اي عبدالله ابن عباس! خداي تعالي تو را عقلي و فضلي و بياني داده است، زينهار مردم را از کشتن اين طاغي (يعني عثمان) بازنداري که او بر قوم خويشتن همچنان شوم است که ابوسفيان روز جنگ بدر بر قوم خود شوم بود.» اين سخن گفت و مرکبش را راند و عثمان را در آن دربندان مضيق(شرايط سخت) گذاشت انتهي بالفاظه .

و ابن سعد در طبقات و بلاذري در انساب و ابن عبدربه در عقدالفريد و طبري و ديگران، نظائر مذکورات را مي‏گفته‏اند و از مجموع آنها کاملاً روشن شد که بلاشک عايشه مردم را بر قتل عثمان تحريص مي‏کرد و قتل او را واجب مي‏ديد و هر گاه عثمان اين مي‏شنيد، آيه مذکوره را در مقابل او قرائت مي‏کرد. از [خواندن] آن [آيه] کفر عايشه قصد مي‏کرد و عايشه هم او را نعثلي مي‏گفت به آواز بلند در مجالس و محافل اقتلوا نعثلاً قتل الله نعثلاً اعلان مي‏کرد و حکم به قتلش مي‏داد و قاتلانش را از صاحبان بصائر و نيات صادقه مي‏دانست و عثمان را ضايع کنندۀ سنت پيغمبر معرّفي مي‏کرد و ابن‏عباس را وصيت مي‏کرد که مبادا مردم را از قتل عثمان بازدارد.

اکنون برادران ما از ابناء سنت(برادران اهل تسنن) چاره ندارند مگر آنکه يکي از شقوق سه‏گانه را قبول کنند يا بگويند آنچه در کتب علماء ما نوشته‏اند کذب محض است،[که] ما مي‏گوئيم [مطابق] اين اعتقاد لازمه است که آنچه در مناقب مشايخ ثلاثه و عايشه و حفصه نوشته‏اند ايضا ًدروغ است(دروغ انگاشته شود) به طريق اولي؛ براي اينکه در نقل مناقب نفع آنها است؛ بلکه بالا و اين اعتقاد ريشۀ مذهب شما را به باد مي‏دهد؛ براي اينکه اعتقادات شما از روي کتب علماي شما است.

اگر اين کتب دروغ باشد، پس دين مأخوذ از اين کتب باطل است.

يا بگويند: عايشۀ محترمه آنچه دربارۀ عثمان از دشنام و شورانيدن مردم را بر او مقرون به صدق و صواب بوده و عثمان مستحق قتل بوده و عايشۀ محترمه با کبار صحابه هم‏دست و همداستان بوده. در اين صورت چرا مي‏گوييد:« قتل عثمان مظلوماً» (عثمان مظلوم کشته شد.) مگر نمي‏دانيد که اين سخن معنايش اين است که عايشه و کبار صحابه مثل زبير و طلحه و عمار و عمرو بن حمق و ديگران همه ظالم باشند.

 

يا بگوئيد: عايشه بر خطا رفت که هتک خليفۀ مسلمانان، عثمان ذوالنورين نمود و سعي بليغ در قتل او فرمود. در اين صورت ايماني براي عايشه باقي نمي‏ماند و فضائلي که در مدّت هشتاد سال خلافت بني‏اميه براي عايشه ساخته‏اند به باد فنا مي‏رود؛ براي اينکه ابن حجرعسقلاني در اوّل اصابه روايت مي‏کند که: «من انتقص واحدا من الصحابه فهو زنديق» (کسي که يک نفر صحابي را بد بگويد داخل در زنادقه است.) پس چه مي‏پرسي از حال کسي که به عثمان بگويد" اي پير کفتار" و از او تعبير به "جيفه گنديده بر صراط" بنمايد و بگويد دوست دارم عثمان را در جوالي بگذارند و مانند طوق من به گردن بگيرم و او را در دريا غرق بنمايم. اکنون حضرات اهل سنت اختيار به دست ايشان است. هر يک از اين سه شق را اختيار بنمايند و لنا فيه عظيم و الحمد لله العلي الحکيم.

 

پاسخ جالب عثمان به عايشه

دو مورّخ شهير، طَبَري و ثَقَفي در تاريخ خود روايت مي‏کنند: در زمان خلافت عثمان، عايشه نزد عثمان آمد و گفت: «عطائي را که پدرم ابوبکر، و بعد از او عمر، به من مي‏دادند، تو نيز به من بده».

عثمان گفت:« ابوبکر و عمر مطابق ميل خود به تو چيزي مي‏دادند، ولي من در کتاب و سنّت چيزي نيافتم که به تو عطائي (استثنائي) بدهم، من چنين کاري نمي‏کنم. »

عايشه گفت: «پس ميراث مرا که از رسول خدا –صلي الله عليه وآله به من رسيده، به من بده».

عثمان گفت: «مگر فراموش کرده‏اي که فاطمه –سلام الله عليها نزد پدرت آمد و مطالبۀ ميراث خود که از رسول خدا –صلي الله عليه وآله باقي مانده بود کرد، تو و مالک بن اَوْس گواهي داديد که پيامبر –صلي الله عليه وآله چيزي را به ارث نمي‏گذارد، تو حقّ ارث فاطمه –سلام الله عليها را باطل کردي و اينک آمده‏اي آن ارث را مطالبه کني؟! نه من هرگز چيزي به تو نمي‏دهم. »

طبري مي‏افزايد: عثمان در اين موقع تکيه کرده بود، وقتي مطالب عايشه را شنيد، راست نشست و گفت: «... آيا تو نبودي که با آن اعرابي که با بول (ادرار) خود وضو مي‏گرفت، نزد پدرت گواهي داديد که پيغمبران ارث نمي‏گذارند؟!». 


[1] . در حوادث سنه ست و ثلاثين ص 80

[2] . قالت يا ليت اطبقت هذه علي هذه ان تم الامر لصاحبک و ذکر ابن ابي‏الحديد ج 2 ص 77 من طبع مصر و قد کانت عايشه في قتل عثمان اشد الناس عليه تاليبا و تحريضا فقالت ابعده الله لما سمعت قتله.

[3] . در حوادث سنه ست و ثلاثين ص 172.

[4] . ص 124 و ص 136.

[5] . در باب رابع از خلافت أميرالمؤمنين گفته که عايشه مي‏گفت اقتلوا نعثلا قتله الله و نعثل يک مرد يهودي بود در مدينه که ريش بلندي داشت.

[6] . ج 2 ص 233.

 

[7] . ج 4 ص 456 و قد کان کثير من الصحابه يلعن عثمان و هو خليفه منهم عايشه کانت تقول اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا و روي ايضا ان عايشه خرجت بقميص رسول الله فقالت للناس هذا قميص رسول الله لم يبل و عثمان قد ابلي سنته ثم نقول اقتلوا نعثلا قتله الله نعثلا ثم لم ترض بذلک حتي قالت اشهد ان عثمان جيفة علي الصراط عذا فمن الناسي من يقول روت في ذلک خبرا الخ.

 




درباره : الهم صل علی محـــمد و آل محمـــــــد و عجل فرجهم ,مذهبــــــــی ,سیاســـــی ,شخصیت های اسلامی ,همسران پیامبر ,

امتیاز : | نظر شما :

مطالب مرتبط
ختـم همـگانـی زیـارت عـاشورا به نیـت تعجـیل در فـرج مـولا
متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی
برچسب ها : تحريض و ترغيب مردم به واسطۀ عايشه به قتل عثمان ابن اثير جزري در کامل التواريخ گفته[43] که: ابن امّ‏کلاب نامش عبيدبن ابي‏سلمه از قبيلۀ بني‏ليث در بين مکّه و مدينه عايشه او را ملاقات کرده و احوال مدينه را از او پرسید. عبيد گفت:« عثمان کشته شد و مردم با علي بيعت کردند». عايشه[44] گفت:« اي کاش اين آسمان بر زمين فرود مي شد و اين امر خلافت براي صاحب تو انجام نمي‏گرفت. برگردانيد مرا. برگردانيد.» مرا پس برگشت به جانب مکّه و مي گفت:« عثمان مظلوم کشته شد به خدا قسم در طلب خون او البتّه قيام خواهم کرد. » , عایشه ,


نوشته شده در 08 / 10 / 1392 توسط مدیر سایت| بازدید : 1215 |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
نام ارسال کننده : آرش
باعرض سلام
کنگاور موزیک افتتاح شد و اماده همکاری با همشهریان عزیز میباشد
برای بازدید از سایت به ادرس زیر بروید تا به ادرس اصلی منتقل شوید

www.bf-gf-patogh.mihanblog.com
بارفتن به این آدرس به سایت اصلی منتقل میشوید
منتظر شما هستیم
8 دی 1392 | 19:29
عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
ورود به سایت بازدید : 2467
فشن ها در تهران بازدید : 2315
عطر انتظار بازدید : 2301
سفری بسوی شام بازدید : 2181
عاشورا و مهدویت بازدید : 2161
نظر سنجی
به نظر شما بهترین سرویس میزبانی وبلاگ در ایران کدام است؟
امکانات وب

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ایران سرای من مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا