close
تبلیغات در اینترنت
شعر و ادب عربي در باره غدیر

ایران سرای من
الهم عجل لولیک الفــــــرج
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

بــا سلام خدمت بازدید کنندگان محتــرم،بـــه وبلاگ شخصی علــی کاکـــاونــــــد خوش آمدید.امیدوارم لحظـات خوبــی رو بگذرانیـــــد و ازاینکه وقت خـود را صـــرف مشاهــــده ایــــــن بلاگ نمودید،متشکرم اکثر مطالبی که در این وبلاگ منتشر می شود،دست نوشته ها و عقایـــد شخصی مدیر سایت می باشد مگر اینکه برای آن منبع دیگری ذکر شده باشد.این وب سـایت در سایت ساماندهــی وب سایت های ایرانی ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامــــی می باشد. این وب سایت مسئولیتی در مورد پیام هـــای ارسالی توسط کاربران نخواهد داشت.هر گونــــه پیوند به بیـــرون و یا باز نشـــر مطالب سایتهـــای دیگر الزاما به معنی تائید مطالب و محتواى آنها نیسـت. استفاده از تمــــام مطالب نوشته شده من در این وبسایت آزاد می باشد. همچنین می توانید برخی دیگر از وبلاگ های افشین کاکاوند را در زیر مشاهده فرمائید:تصاویر عمره 92 ..................powerirani.lxb.ir.. ...........ak110.mihanblog.com..... (((الهم عجل لولیک الفرج))).
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 60 نفر
بازدیدهای دیروز : 41 نفر
كل بازدیدها : 712167 نفر
بازدید این ماه : 141 نفر
بازدید ماه قبل : 5063 نفر
نظرات : 576
كل مطالب : 352 عدد
تعداد اعضا : 706 نفر
امروز : چهارشنبه 05 اردیبهشت 1397
جستجوی مطالب

Google
iranam.rozblog.com

اشعار حسان

حسّان بن ثابت اولين شاعر غدير است که بعد از خطبه ي پيامبر اکرم صلّي اللَّه عليه و آله در همان محل غدير خم به همين مناسبت اشعاري را سرود و خدمت حضرت رسول صلّي اللَّه عليه و آله عرضه داشت و اجازه گرفت تا براي همه کساني که در غدير بودند و خطبه را شنيدند بخواند حضرت اجازه دادند و فرمودند بخوان بنام خداوند و برکت او.

حسان بر جاي بلندي قرار گرفت و مردم براي شنيدن کلامش ازدحام کردند و گردن مي کشيدند. او گفت: «اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش کنيد».

 

سپس اشعاري را که همان جا سروده بود خواند که به عنوان يک سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.

 

 (1) اَلَمْ تَعْلَموا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداً 

لَدي دَوْحِ خُمٍّ حينَ قامَ مُنادِياً

 

(2) وَ قَد جاءَهُ جِبْريلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ 

بِأنَّکَ مَعْصُومٌ فَلا تَکُ وانِياً

 

(3) وَ بَلِّغْهُمُ ما أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ 

وَ إن اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِياً

 

(4) عليکَ فما بَلَّغْتَهُم عَن إلهِهِمْ 

رِسالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَي الْأَعادِيا

 

(5) فَقامَ بِهِ إذْ ذاکَ رافِعُ کَفِّهِ 

بِيُمني يَدَيْهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِياً

 

(6) فَقالَ لَهُمْ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ مِنْکُمُ 

وَ کانَ لِقَوْلي حافِظاً لَيْسَ ناسِياً

 

(7) فَمَوْلاهُ مِنْ بَعْدي عَلِيٌّ وَ اِنَّني 

بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ راضِياً

 

(8) فَيا رَبِّ مَنْ والي عَلِيّاً فَوالِهِ 

وَ کُنْ لِلَّذي عادي عَلِيّاً مُعادِياً

 

 (9) وَيا رَبِّ فَانْصُرْ ناصِريهِ لِنَصْرِهِمْ 

إمامَ الْهُدي کالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّياجِيا

 

(10) وَيا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِليهِ وَ کُنْ لَهُمْ 

إذا وَقَفُوا يَوْمَ الْحِسابِ مُکافِياً

 

1. آيا نمي دانيد که محمّد پيامبر خدا صلّي اللَّه عليه و آله کنار درختان غدير خم به حالت ندا ايستاد.

2. و اين در حالي بود که جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود که در اين امر سستي مکن که تو محفوظ خواهي بود.

3. و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان.

4. و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر کني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

5. در اينجا بود که پيامبر صلّي اللَّه عليه و آله دست علي عليه السَّلام را بلند کرد و با صداي بلند فرمود:

6. هرکس از شما که من مولاي او هستم و سخن مرا به ياد مي سپارد و فراموش نمي کند.

7. مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او- نه به ديگري- به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم.

8. پروردگارا هر کس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علي دشمني کند او را دشمن بدار.

9. پرودگارا ياري کنندگان او را ياري فرما به خاطر نصرتشان امام هدايت کننده اي را که در تاريکيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد.

10. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قيامت که براي حساب مي ايستند خود جزا بده».

پس از اشعار حسّان، پيامبر صلّي اللَّه عليه و آله فرمودند: اي حسّان، مادامي که با زبانت از ما دفاع مي کني، از سوي روح القدس مؤيّد خواهي بود.

 

اشعار اميرالمومنين

 

معاويه طي نامه اي در مقابل اميرالمؤمنين عليه السلام ادعاي افتخاراتي کرد. حضرت در جواب او اشعاري را طي نامه اي فرستادند که ابياتي از آن درباره ي غدير است: [1] .

 

محمد النبي أخي وصنوي 

وحمزة سيد الشهداء عمّي

 ...

وأوجب لي ولايته عليکم 

رسول اللَّه يوم غدير خم

 

وأوصاني النبي علي اختيار 

لأمّته رضيً منکم بحکمي

 

ألا من شاء فليؤمن بهذا 

وإلاّ فليمُتْ کَمَداً بغمّ

 

فويل ثم ويل ثم ويل 

لمن يلقي الإله غداً بظلمي

 

[1] بحارالانوار: ج 33 ص 131 ح 417، ج 38 ص 238 ح 39.

 

اشعار هناد بن سري

 هناد بن سري مي گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب ديدم. حضرت فرمود: شعر کميت را براي من بخوان که مي گويد: «ويوم الدوح دوح غدير خم ...».

من آن اشعار را براي حضرت خواندم. فرمود: اي هناد، شعر مرا هم به آن اضافه کن: [1] .

 

ولم أرَ مثل ذاک اليوم يوماً 

ولم أرَ مثله حقاً أُضيعا

 

[1] بحارالانوار: ج 25 ص 383، ج 26 ص 230. 

 

اشعار قيس بن سعد بن عباده

 قيس بن سعد بن عباده از سرلشکران اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ صفين، اين اشعار را در ميدان جنگ براي حضرت خواند: [1] .

 

قلت لمّا بغي العدوّ علينا 

حسبنا ربنا ونعم الوکيل

 

وعليٌّ إمامنا وإمام 

لِسِوانا أَتي به التنزيل

 

ومن قال النبي: من کنت مولاه 

فهذا مولاه خطب جليل

 

[1] بحارالانوار: ج 37 ص 148.

 

اشعار سيد باقر رضوي هندي

 سيد باقر رضوي هندي (م 1329) مي گويد:

در شب عيد غدير امام زمان عليه السلام را در خواب ديدم در حالي که محزون بود و گريه مي کرد. خدمت حضرت رفتم و سلام کردم و دستش را بوسيدم، ولي ديدم گويا متفکر است. عرض کردم: آقاي من، اين روزها ايام خوشحالي و سرور عيد غدير است ولي شما را محزون و گريان مي بينم؟ فرمود: به ياد مادرم زهرا عليهاالسلام و حزن او افتادم. سپس حضرت اين شعر را خواندند:

 

لاتراني اتّخذتُ لا وعُلاها 

بعد بيت الأحزان بيت سرور!

 

سيد باقر مي گويد: از خواب برخاستم و قصيده اي درباره ي غدير و مصائب حضرت زهرا عليهاالسلام سرودم که قسمتي از آن چنين است:

 

کلُّ غدر وقول إفک وزور 

هو فرع عن جحد نص الغدير

 ...

يوم أوحي الجليل يأمر طه 

وهو سارٍ أن مُر بترک المسير

 

حطِّ رحل السري علي غير ماء 

وکِلا، في الفلا بحرِّ الهجير

 

ثمَّ بلِّغهم و إلاّ فما بلَّغت 

وحياً عن اللطيف الخبير

 

أقِم المرتضي إماماً علي الخل 

ق ونوراً يجلو دجي الديجور

 

فرقي آخذاً بکفِّ عليٍّ 

منبراً کان من حدوج وکور

 

ودعا و الملا حضور جميعاً 

غَيَّبَ اللَّه رشدهم من حضور

 

إنَّ هذا أميرکم ووليّ ال 

أمر بعدي ووارثي ووزيري

 

هو مولي لکل من کنت مولا 

هُ من اللَّه في جميع الأمور

 ...

أفصبراً يا صاحب الأمر والخط 

ب جليل يذيب قلب الصبور

 

وکأنّي به يقول ويبکي 

بسلوِّ نزر و دمع غزير:

 

لاتراني اتّخذتُ لا وعُلاها 

بعد بيت الأحزان بيت سرور!

 

فمتي يابن أحمد تنشر الطاغو 

ت و الجبت قبل يوم النشور

 

اشعار سيد حميري

 

وکم قد سمعنا من المصطفي 

وصايا مخصَّصة في عليّ

 

وفي يوم خم رقي منبراً 

يبلغ الرکب والرکب لم يرحل

 

فبَخبَخَ شيخک لمّا رآي 

عري عقد حيدر لم تحلل

 

اشعار ابن رومي

 

قال النبي له مقالاً لم يکن 

يوم الغدير لسامعيه مُجمجماً

 

من کنت مولاه فهذا مولي له 

مثلي وأصبح بالفخار متوّجاً

 

اشعار شريف رضي

 

غدر السرور بنا وکان 

وفاؤه يوم الغدير

 

يوم أطاف به الوصي 

وقد تلقّب بالأمير

 

فتسلّ فيه و ردَّ عا 

رية الغرام إلي المعير

 

اشعار سيد مرتضي

 

للَّه درّ يوم ما أشرفا 

ودرّ ما کان به أعرفا

 

ساق إلينا فيه ربّ العُلي 

ما أمرض الأعداء أو أتلفا

 

اشعار معروف عبدالمجيد مصري

 

وُلّيتَ في يوم الغدير بآية 

شهد الحجيج بها، فکيف تؤوَّل؟!

 

أنت الوليُّ، ومن سواک معطّل 

عنها، وإجماع السقيفة باطل

 

فإذا أتي يوم الغدير تنزَّلت 

آيات ربِّک کالنجوم اللمّعِ

 

: قم يا محمد، إنّها لرسالة 

إن لم تبلّغها فلست بصادعِ

 

وقف الرسول مبلِّغاً ومنادياً 

في حجة التوديع بين الأربُعِ

 

و أبوتراب في جوار المصطفي 

طلق المحيّا کالهلال الطالعِ

 

رفع النبيّ يد الوصيّ وقال في 

مرأي من الجمع الغفير ومسمعِ

 

«من کنتُ مولاه فهذا المرتضي 

مولي له» ... فبخٍ بخٍ لسميدعِ ...!

 

وسَعَتْ جموعُ الناس نحو أميرها 

ما بين مقطوع الرجا، ومبايعِ ...!

 

وصّي بها موسي، وهذا أحمدٌ 

وصّي أخاه، فذلَّ من لم يبخعِ ...!!

 

اينک يک قطعه ي ادبي از معروف عبدالمجيد مصري:

 

و اختزنت ذاکرةُ العالمِ

أحداثَ اليوم الموعودِ

لتشهدها الأجيالُ

ويفطنَ مغزاها الحکماءْ ...

وتدلَّت من أغصان الغرقدِ

حبّاتُ نديً فضّيٍّ

وقفت تقطفها الزهراءْ ...

هي ذي أودية سالت لعليٍّ

بالوحي علي البطحاءْ ...

فاندثرت أحلام قريشٍ

وتلاشت محضَ هباءْ

ويقال بأنّک المأمور بتبليغ التنزيل

افترش الصحراء

وجمع وفود الرحمن

عن شطآن غدير الوعي

وآخذ بيدک ... و نادي:

من کنت أنا مولاه ... فهذا مولاه ...

 

براي اطلاع بيشتر از غديريه هايي که شاعران عرب سروده اند به کتاب ارزشمند الغدير جلدهاي 10 و 11 و 12، عربي و جلدهاي 21 و 22 و 23 ترجمه فارسي آن مراجعه نماييد




درباره : اماکن مکه مکرمه ,غدیــر خـــــــــــم ,الهم صل علی محـــمد و آل محمـــــــد و عجل فرجهم ,مذهبــــــــی ,

امتیاز : | نظر شما :

مطالب مرتبط
ماجرای برج شیطان در مکه
نکته پایانی جریان غدیر خم
برچسب ها : شعر و ادب عربي , و اين در حالي بود که جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود که در اين امر سستي مکن که تو محفوظ خواهي بود. 3. و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان. 4. و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر کني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي. ,


نوشته شده در 04 / 12 / 1392 توسط مدیر سایت| بازدید : 1156 |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
نام ارسال کننده : Unknown
19 تير 1395 | 10:48
نام ارسال کننده : Unknown
18 تير 1395 | 17:19
عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
ورود به سایت بازدید : 2463
عطر انتظار بازدید : 2289
فشن ها در تهران بازدید : 2279
سفری بسوی شام بازدید : 2165
عاشورا و مهدویت بازدید : 2143
نظر سنجی
به نظر شما بهترین سرویس میزبانی وبلاگ در ایران کدام است؟
امکانات وب

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ایران سرای من مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا